بغض نکن گریه نکن

اگرچه غم کشیده ای

برای من فقط بگو

خواب بدی که دیده ای

اگر که اعتماد تو

به دست این و آن کم است

تکیه به شانه ام بده
که مثل صخره محکم است

 به پای صحبتم بشین

فقط ترانه گوش کن

جام به جام من بزن

جان مرا تو نوش کن

 

بي تو شبها همدم من
گوشه دنج اطاقه
لحظه هارو ميشماره
چشم من خيره به طاقه

توکه نيستي توي خونه
انگاري که بي کسم من
اين چه سره نميدونم
که به صبح نمي رسم من

بي تو خسته ام ازاين شب
که مثل يه جغد شومه

اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه

گل و گلدون هردو خسته
پنجره چشماشو بسته
رنگ زرد خستگيها
روي پرده ها نشسته

دل آيينه روشن
توي تاريکي اسيره
توکه نيستي توي خونه
پس کي خاکش رو بگيره


رنگ قرمز چراغم
ديوارو به خون کشونده
زوزه باد مزاحم
شيشه هامونو شکونده
چشماي مات عروسک
توي طاقچمون بيداره
ساعت کهنه قدي
هي زمونو ميشماره
بي تو خسته ام ازاين شب
که مثل يه جغد شومه
اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه
روزچه وقته شب کدومه

بی تو خستــه ام...

 

 

 ت

بي تو شبها همدم من
گوشه دنج اطاقه
لحظه هارو ميشماره
چشم من خيره به طاقه

توکه نيستي توي خونه
انگاري که بي کسم من
اين چه سره نميدونم
که به صبح نمي رسم من

بي تو خسته ام ازاين شب
که مثل يه جغد شومه

اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه

گل و گلدون هردو خسته
پنجره چشماشو بسته
رنگ زرد خستگيها
روي پرده ها نشسته

دل آيينه روشن
توي تاريکي اسيره
توکه نيستي توي خونه
پس کي خاکش رو بگيره


رنگ قرمز چراغم
ديوارو به خون کشونده
زوزه باد مزاحم
شيشه هامونو شکونده
چشماي مات عروسک
توي طاقچمون بيداره
ساعت کهنه قدي
هي زمونو ميشماره
بي تو خسته ام ازاين شب
که مثل يه جغد شومه
اما باتو نميدونم روزچه وقته شب کدومه
روزچه وقته شب کدومه

بی تو خستــه ام...

و را به شعر می کشم

چو واژه پیش می روی

مرگ فرا نمی رسد

تو تازه خلق می شوی

 تو در شب تولدت

به شعله فوت می کنی

به چشم من که می رسی

فقط سکوت می کنی

*********

 اگر کسی در دل توست

بگو کنار می روم

گناه کن به جای تو

بر سر دار می روم...

 

 



تاريخ : شنبه دهم مرداد 1388 | 9:49 | نویسنده : شهرام اصغری shahram asghari |